این تو هستی که باید بر ما بگریی. ای رسول امین برادر! که از کربلا می آیی و در طول تاریخ بر همه نسل ها می گذری و پیام شهیدان را می رسانی.
ای که از باغ های سرخ شهادت می آیی و بوی گل های نوشکفته آن دیار را هنوز به دامن داری! ای دختر علی! ای خواهر! ای که قافله سالار کاروان اسیرانی! ما را نیز در پی این قافله با خود ببر.
1391/2/28
|
آنان بر خلاف من که خاطره را بی پایه و سند می دانستم، استناد خاطره را به سایت یکی از نهادهای متولی فرهنگ دفاع مقدس ارجاع دادند نهادی که بایستی پیشتاز نهضت سایبری در فیلترینگ سایت های مروج دروغ و تحریف واقعیت های جنگ تحمیلی باشد، خود این گونه موجبات زبانم لال و چشمانم کور، تضعیف و تمسخر فرهنگ پایداری را فراهم کرده! ...... ولی حیفم آمد که شما را از شنیدن و دیدن این خاطره که شاید برای من و شما دروغ باشد، محروم کنم!
1391/2/9
|
حمید در ابتدای این کتاب حمید دیده می شود ولی از صفحۀ 45 تا صفحۀ 542 آخرین صفحۀ کتاب؛ حمید، راوی حماسه هایی است که چون ذره ای معلق در اقیانوس بی کران پاک ترین انسان های کرۀ خاکی از دیار استان همدان و لشکر32 انصارالحسین(ع)، صادقانه و به دور از شعارهای معمول دیده های خود را بر زبان و کاغذ جاری می کند. روایت روزهای سراسر غربتِ ماه های آغازین جنگ تا روزهای پایانی دفاع مقدس.
1391/2/7
|
..... سردار ! در کنگره شهدای استان همدان برای زادگاهم، شهر کوچک اسدآباد، 8 عنوان کتاب در سال قبل چاپ شد که دو کتاب «سردسفید» و «عزیز بومی» از کتاب های برگزیده و تقدیر شده جشنواره کتاب سال دفاع مقدس کشور شناخته شدند ولی با کمال تأسف پس از گذشت بیش از یک سال از چاپ این کتاب ها، متأسفانه این حرکت بزرگ فرهنگی مغفول مانده و هیچ انعکاسی در شهر ما نداشته است...
1391/2/6
|
جريان فرهنگي امروز كشور بهشدت تحت سيطره سياست است و اين چيزي است كه به هيچ وجه از نظر ايشان پذيرفتني نبود. پدرم گاهي اظهارنظرهاي سياسي هم كرده و موضع سياسي هم داشته، ولي در نهايت يك آدم فرهنگي بوده كه در موقع پرداختن به كار فرهنگي اجازه دخالت اغراض سياسي را نميداد. اما امروز عرصه فرهنگ كشور بيش از هر دوره ديگري سياسي است. اين آلودگي قطعاً تضاد كامل با دغدغههاي پدرم دارد.
1391/1/21
|
این ها با شهادتشان کشور و نظام را از هر تیرگی و تاریکی، پاک کرده اند و پاک می کنند. یک وقت کنار مزار شهدا می رویم، گلی آن جا می گذاریم و عطرافشانی می کنیم، عرض ادب و احترام و طلب مغفرت می کنیم؛ این ها یک سلسله وظایف عادی است که همۀ ما باید انجام دهیم؛ ثواب هم دارد. اما رسالتی که به عهدۀ مسؤولان و به عهده فرد فرد ملت است، این است که در فرهنگ دینی ما به ما آموخته اند که شهدا این سرزمین را پاک کرده اند، شما آلوده نکنید. زیارت وارث را که شنیده اید؛ در زیارت وارث چه می خوانیم؟ در زیارت وارث به پیشگاه شهدا عرض می کنیم «طبتم و طابت الأرض الّتی فیها دُفنتم» ای شهدای بزرگوار! شما طیب و طاهرید و این نظام و کشور را پاک کرده اید.
1391/1/14
|
در همان ساعات اولیه شروع جنگ از ستاد مشترک به بنده خبر رسید و من هم به خدمت حضرت امام رفتم و به وی خبر دادم. ایشان هیچ عکسالعملی که ناشی از دستپاچگی باشد نشان ندادند و به حرف من گوش کردند. آن موقع به قدری ما درگیر بودیم که فرصت زیادی نداشتیم چون نمیدانستیم که جنگ، جنگ کوتاه است یا طولانی میشود. بیشتر تحلیلهای روز اول ما این بود که یا این جنگ ظرف چند روز تمام میشود و یا یک جنگ طولانی و درازمدت میشود و این بستگی دارد به وضع داخلی کشور ما......
1390/12/25
|
اینجا نیز حجّتی در قامت امام خمینی بزرگ، ظهور کرده بود و نوای «هل من ناصر» سر داده بود.
تمام حق در مقابل تمام کفر، امّا اینجا تفاوتی فاحش خودنمایی میکرد؛ اینجا هم امام یکی بود. جبهه ی حق یکی، سپاه باطل یکی، رجزخوانی ها یکی، عدد و عدّه همان بود که بود؛ قلیل در مقابل کثیر، دین در برابر دنیا، محبّت رو در روی کینه، عشق سینه به سینه ی نفرت ... امّا اینجا دیگر قاسم یکی نبود! اینجا نه که بشنوی، به عینه می دیدی و باور می کردی که؛
فیض روحالقدس ار باز مدد فرماید /
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
1390/12/23
|
انسانهای غیر معصوم مجموعه ای از باورها، خصلتها و رفتارهای خوب یا نامطلوب هستند. این انسانها، در دنیای واقعی موجوداتی سراسر سفید یا سراپا سیاه نیستند. حتی گاه در بدترین انسانها ویژگی های مثبت و یا در بهترین انسانها نقاط منفی دیده می شود. در عین حال برخی از انسانها آنچنان صفحات سفید و نورانی زندگی شان پر حجم است که سیاهی های آن اصلاً به چشم نمی آید و برخی دیگر کاملاً برعکس هستند. اما درحدّ متوسطِ میان این دو سَمت، انسانهای بسیاری با طیف خاکستری گسترده ای وجود دارند که نمی توان آنها را ندیده گرفت و یا به اتهام وجود برخی عناصر تیره در زندگی آنان یکسره از صفحات ارزشمند کتاب وجوشان چشم پوشید. روشی که ناچار به دفع حداکثری و جذب حداقلّی منجر خواهد شد.
1390/12/12
|
اما بعد... اصلِ کار، کارِ حسنِ باقری است که خود اولین و بزرگ ترین مستندنگارِ جنگ است. کسی که هر روز، نه به خود، و نه به مردمِ خود، که به آینده ی کشورش گزارش می داد. گزارش هایی که امروز به ما بخشِ عمده ی عقلانیتِ جنگ را، دستِ کم در سال های آغازین جنگ و دورهِ حیاتِ حسن، نمایش می دهد. اگر مستندنگاری صورت نگیرد، به راحتی، با یک چرخشِ سیاسی، خادم و مسوولِ دوره ی قبل، بداخلاقانه، می تواند خائن نام گیرد. و اجازه بدهید به جرات بگویم در بعضی از مهم ترین پرونده های ملیِ کشورِ ما در چند سالِ اخیر، مستندسازیِ درستی صورت نگرفته است.
1390/11/30
|
|