رسالت زینب
در آخرین یادداشت هایش نوشته بود: خانۀ خود را ساختم، دیگر آماده شده. باید بروم، باید بروم.
1390/5/21
بچه های حاج اسدالله
«حاج اسدالله عابدی» یکی از پدران قهرمانی است که ابوالفضل، حسن و علی خود را به یاری امامش فرستاد. او در خیابان 17شهریورجنوبی تهران در خانه ای کوچک به بزرگی اقیانوس زندگی می کند. او از شهادت پسرانش می گوید: «ابوالفضل» در عملیات کرکوک به شهادت رسید. «حسن» در والفجر 4 در پنجوین مفقودالاثر شد. «علی» بهانۀ جبهه می گرفت و بدلیل سن کمش او را اعزام نمی کردند ولی با کمال تعجب او راهی جبهه های جنگ شد.
1390/5/14
چریک مسیحی
رفتم توی کلیسای مریم مقدس. اسلحه ام را در اتاق خلیفه پنهان کردم. به خلیفه گفتم: اگر مرا بگیرند، عده زیادی از ارامنه دستگیر می شوند. خلیفه مرا پنهان کرد. ماموران آمدند و مرا پیدا نکردند و رفتند. وقتی به خانه برگشتم، خانه در محاصره بود. دستگیرم کردند...
1390/4/8
بانک سوژه
گلی گم کرده ام

کلیه حقوق مادی و معنوی برای سایت شنام محفوظ  و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است